تبليغاتX
افــــــــســـــــــوس عــــمـــاد
سلام دوستان خوبیید؟خوشید؟سلامتید؟تو این فصل (ویرووس) مواظب خودتون باشید یه وقت بلا ملا نیاد سرتون که از کار و زندگی عقب بمونید مثل بعضی ها.طبق آخرین آماری که در چند روز پیش اعلام کردن در لار ۲ نفر به انفلانزای نوع A و در کل استان فارس 27 نفر مبتلا هستند.   

یه معذرت خواهی هم مثل اینکه بدهکارم واسه اینکه دیر به دیر آپ میکنم آخه راستش رو بخواهید این درس و مشق بد جور دستمون رو بسته که وقت واسه آپ کردن ندارم.

خوب شماها چطورید با درس و مدرسه؟؟؟ظاهرا در مورد مشکلات آموزشی هم که صحبت شده و آقای روشن ضمیر یه قولای دادن(به گفته میده چه خبر).خوب خدا رو شکر انشالله که هرچه زودتر این مشکلات حل بشه.

این روزا بازار وب نویسا و از طرف دیگه نامزدی و... حسابی گرمه روزی چند تا وب باز میشه فرداش درش رو تخته میکنند و سر درش رو مینویسند به علت........... این وب مسدد شده است دوخی ها هم که همچنان پا به پای پسرها دارن پیش میرند و تی پستا (Ti Pasta) آپ میکنند بعضی های دیگه هم دارن با سایک رقابت میکنند .

خوب موفق باشید مواظب خودتون باشید تو این فصل مریض نشید.(منم مواظب خودم هستم) این گل رو هم تقدیم میکنم به تمام وب نویسا و بازدید کنندگان این وب بای

قابل شما رو نداره

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 10:35  توسط افسوس عماد | 
بدون شرح 

بدون شرح...

یاد آن روزها بخیر

...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 12:15  توسط افسوس عماد | 
سلام دوستان خوش میگذره؟؟؟؟؟چه خبرااا ؟؟؟؟با درس و مدرسه چطورید؟؟؟؟ با قبض تلفن هاتون چیکار کردید.این پست رو اختصاص میدیم به قبض تلفن و اینترنت و کارت که یه شعری رو سرودمدر این ضمینه که امیدوارم خوشتون بیاد اگه یه وقت شعرم نا میزان بود یا خوشتون نیومد ببخشید آخه ادبیاتی نیستم.به قول وب نویسا نظر یادتون نره.

آه افسوس از ته چاه در آمد           عـــابـــری از قــــــضــــا ســــــــر آمـــــــــد

سرک در چاه کشید با ترس و وحشت     چنین گفت عابر اسم من است حشمت

بگو آخر چرا در چاه نشستی؟؟؟          بگفت سر میبرم در تنگ دستی

دگر درهم و دیناری ندارم               توان این همه اخم را ندارم

که زود سر میرود دو ماه به دو ماه       پدر آمد قبض را چماق کرد بر سر ما

من بیچاره را هیچ چاره ای نیست      که در این راه برگشت کاره ای نیست

که این بی رهم آمد کارت هم گران کرد        که من را از دو جا آواره جان کرد 

یک خواهشی دارم از مرد کاری              که اگر میشود ISP بیارید

مخابراتی داریم با تک نفر جا    که در شش روز کاری هیچ کس به تو ندهد جا  

از این شش روز سه روز آن خرابی             سه روز دیگر هم وقت نداریم

پدر میگوید به جای وب نویسی                 بیا الگو باشیم با ساده زیستی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 13:21  توسط افسوس عماد | 

سلام سلام سلام کلام اول عید گذشته مبارک.شرمنده نتونستم آپ کنم یه کم گرفتار بودمhttp://blogfa.com/images/smileys/21.gif.این روزا هرجا بری حرفها همش حرفه دله اوووووخ مثل اینه تند رفتمhttp://blogfa.com/images/smileys/03.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/03.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/03.gif.این روزا هر جا بری حرف از درس،مدرسه،دانشگاه و اونای که شهریور قبول نشدند و... هستش . همه دارن خودشون رو آماده میکنند واسه مدرسه و... . مسافران تابستانی هم که یکی پس از دیگری دارند فلنگ رو میبندندhttp://blogfa.com/images/smileys/25.gif.کوچه ها هم تعریفی نداره خلوته تا شنبه دیگه خلوت خلوت میشهhttp://blogfa.com/images/smileys/02.gif.برو بچ پیش دانشگاهی هم دارند اسباب سفر رو میبندند آخه پیش باز نمیشه .راستی کسانی که تصمیم گرفتند کانونی بشند هرچی زودتر برند واسه ثبت نام تا از آزمون ها جا نمونندhttp://blogfa.com/images/smileys/39.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/39.gif.

مدارک لازم: عکس + 1 کپی شناسنامه + کپی کارنامه.

 

موفق باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 0:54  توسط افسوس عماد | 

سلام دوستان این روزا هر جا بری حرف از طراحی ، ب۶ و  پرسپکتیوه و... است. از خو د  ب۶ بگیر تا شرما همه  پست هاشون اینجوریه. ما هم گفتیم این  پست رو اختصاص بدیم به طراحی.

خواهم نشوم رسوا هم رنگ جماعت شوم  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 17:1  توسط افسوس عماد | 

سلام امشب جاتون خالی مراسم تجلیل و تشکر از دانش آموزان و دانشجویان برگزار شد.مسجد شلوغ پلوغ بود و برادران به دسته های مختلف تقسیم بنده شده بودند و به صورت پراکنده نشسته بودند،برادران از اسلام آباد هم تشریف فرما شده بودند،در آغاز تلاوت قران با صدای شیخ صنمی و بعد از آن سخنرانی امام جمعه محترم آقای سید احمد قتالی در مورد علم و... صحبت کردند بعد از آن نوبت به اهدای جوایز به شاگردان ممتاز دبستان دلشاد   ( 1 و  2 ) ،مدرسه راهنمای،دبیرستان و بعد از آن سخنرانی معاونت دبیرستان شهیدکریمی نیا آقای سید عباس قتالی که در مورد مشکلات مدارس چند دقیقه ای صحبت کردند و در آخر نوبت به اهدای جوایز دانشجویان و دانش آموزانی که در بیرون از میده در حال تحصیل هستند رسید و مراسم پایان یافت.

انشاالله که در تمام مراحل موفق باشند و پله های ترقی رآ یک به یک طی کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 3:45  توسط افسوس عماد | 

سلام دوستان در پست قبلی در رابطه با کانون و کتاب های کانون بحث کردیم که من اشاره کرده بودم به کتاب های کمک درسی کانون و... که در پایین (به گفته خود کانون) براتون آوردم که چرا کتاب های کانون؟ مطالعه کنید جالبه، یک نکته رو تا یادم نرفته بگم شاید با خوندن مطالب پایین بگید اینا همش تبلیغاته ولی اینجوری نیست عین حقیقته.اگه سوالی پیشنهادی چیزی داشتید در قسمت نظرات اون رو بیان کنید،موفق باشید.

چرا کتاب های کانون؟

کانون فرهنگی آموزش،ناشری برای تمام نیازهای آموزشی از دبستان تا کارشناسی ارشد است که در پنچ سال گذشته تجدید چاپ های مکرر و تیتراژ بالای کتاب های کانون نشان می دهد که دانش آموزان،داوطلبان کنکور و دانشجویان تا چه اندازه به کتاب های کانون اعتماد کرده اند.این یک امر تصادفی نیست.زیرا حاصل استفاده پیوسته و مستمر از تجربه و خرد جمعی است که در سه محور زیر مورد پی گیری قرار می گیرد:

1-تالیف گروهی،کاری بس دشوار که در کانون فرهنگی آموزش از قوه به فعل در آمده است.

2-تدوین کتاب ها بر مبنای درخت دانش،که سبب نظم دادن به مطالعه و یادگیری میشود.

3-به روز رسانی کتاب ها،کوششی بی وقفه است که در تمام طول سال انجام می پذیرد.

کتابهای کانون در کنار آزمون ها و سایر خدمات آن بر مبنای یک تفکر سیستمی طراحی می شوند،تردیدی نیست که گروه های مخاطب کانون از دبستان تا کارشناسی ارشد،متعددند و هر گروه خود ویژگی ها،مسایل و انتظارات خاصی را دارند.

لذا;نشر کانون،نشری هدف مند است که هر کتاب یا مجموعه کتاب های آن،معطوف به تحقق یک هدف آموزشی به دقت تعریف شده است.

 ما در کانون فرهنگی آموزش راه را نشان می دهیم،پیمودن مسیر با شما

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 6:39  توسط افسوس عماد | 

سلام دوستان این پست رو اختصاص میدم به دوست داران تـــــســــــت.

من فکر میکنم افرادی باشند که علاقه زیادی به تست داشته باشند به همین خاطر امتحانات  و تست های کانون رو به شما  توصیه میکنم.(یه وقت نرید بگید افسوس داره تبلیغات میکنه یه چیزی هم گیره خودش میاد.)

خوب حالا حتما این سوال براتون پیش اومده ما که تو میده کانون مانون چیزی نداریم افسوس میخواسته یه چیزی بگه و گفته،فقط شما کافیه یه بار برید لار یا هر کجای که دفتر کانون باشه ثبت نام کنید بعد سوالاتش 2 هفته یه بار از طریق پست براتون ارسال میشه اگر هم جای هستید که میتونید برید سر جلسه امتحان (هر 2 هفته یک بار روز جمعه ) که خیلی بهتره و واسه کنکور خیلی آمادگی کسب میکنید.

روش امتحاناتش هم اینجوریه که به فرض مثال از صفحه 1 تا 50 درس ادبیات فارسی 1 روز جمعه امتحان برگذار میشه که خیلی تست های قشنگی داره.

البته کتاب و فلش کارت هم داره که خودتون واردید و میفهمید ولی یه توضیحی بدم بد نیست،هر رنگی از کتاب کانون مخصوص یه چیزی هستیش مثلا :

آبی:کتاب های آبی شامل تست های طبقه بندی شده از کنکور سراسری و آزاد و خلاصه مفاهیم برای مرحله تسلط.

کتاب بنفش:برای دانش آموزان برتر و استعداد درخشان.

سبز:آموزش کامل مطالب درسی،تمرینات تشریحی،پاسخ چهار گزینه ای .

فلش کارت:مروری آسان و سریع در هر مکان.

برای کسب اطلاعات  بیشتر به www.kanoon.ir   یه سر بزنید.

موفق باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 3:39  توسط افسوس عماد | 

سلام دوستان این پست رو طبق درخواست آقا یا خانم (...) در مورد مشکلات جوانان چند کلامی صحبت میکنیم.اگه نظر من رو بخوایی این رو میگم که مشکلات جوانان خودشون هستند متاسفانه هنوز نمیتونند با خودشون کنار بیاند.تا حدی حرفهای شما قبول اینجا امکانات کم داریم قبول  دبیرها خوب درس نمیدن قبول امتحان سخت میگیرن قبول ولی اینها نباید دلیل بر این بشه که سرد بشی و کم کاری کنی خودت باید بخوایی ولی متاسفانه متاسفانه با دلیل تراشی های بی مورد خودتون رو میزنید به اون راه آخه عزیز من اگه تونستی مامان بابا رو با این حرفها گول بزنی  آدم خودش رو که نمیتونه گول بزنه...   

از ماست که بر ماست

در مورد شهریور هم خودشون که میگن خوبه، امتحان خیلی آسون بود (خدا کنه)

موفق باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 3:25  توسط افسوس عماد | 

رمـــــضان مــــوسم دو وعــــده غــــذا،فـــــصل زیبای سفره ی رنگارنگ افطار با جلی ، کریمه،کستر و سرشیر،اوج گرسنگی و سیری و دعا لب سفره برای گفتن اذان دادالله و خوردن تا آخرین نفس و خوابیدن با شکم پر  فرا رسیدنش مبارک

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 19:27  توسط افسوس عماد |